هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

226

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

معمولى كه در ساير ولايات « نبات مصرى » مىدانند ، فراوان و قيمت آن از 12 قروش الى 20 قروش است . قندى كه از « نىشكر » در خود « مصر » به عمل مىآيد ، از ساير قندها خيلى شيرين‌تر است ، ولى گران تمام مىشود . قرارداد ماليات « مصر » از « زراعات » به حساب « مساحت » است ، يعنى از هر 400 متر ، كه « فدّان » مىگويند ، وجه ماليه مطالبه مىنمايند . ماليات « باغات » موافق تعداد « اشجار » است ، ولى بدهى « ميوه‌جات » ، عموما در صد ، هشت است . « 1 » در جميع خان [ ه ] هاى « مصر » ، به واسطهء راههاى « سربى » و « آهنى » ، آب از « رود نيل » جارى است ؛ به قسمى كه هركس مىتواند هروقت آب صاف و زلال دست نخورده را در خانهء خود به دست بياورد ، و از هر نفرى در سالى 2 ريال فرانسه « حق آبه » مىگيرند . در « مصر » پول هر ولايتى به خرج مىرود ، ولى پول « فرانسه » و « انگليس » بيشتر رواج دارد . مظنهء « ليراى عثمانى » 87 قروش صاغ و « انپريال » 75 قروش است . خود « مصر » پولى دارد ، كه آن هم مثل وجوهات نقديّه « اسلامبول » ، « صاغ » و « تعرفه » است . « جينهء مصرى » با « ليراى انگليس » 6 قروش هميشه تفاوت دارد . « جينهء مصرى » 142 قروش صاغ است . اوزان « مصر » مختلف است . معيار اصلى « درهم » است ، كه تفصيل « درهم » بعد ذكر خواهد شد ، ولى آن‌چه معمولى اين مملكت است ، « درهم » ، « حقه » و « رطل » ، « اردب » [ و ] « قانطار » است . در ذكر رود نيل رود « نيل » ، از حيث « غزارت » « 2 » و « عظمت » و « كثرت منافع » ، محتاج به بيان نيست و هيچ نهرى از انهار دنيا ، به مثابت اين « نهر معظم » در كثرت منفعت نمىشود . اطراف اين نهر ، اراضى نيز « منبت » و « حاصل‌خيز » است و در « غزارتش » اين قدر كافى است كه « حضرت بارىتعالى » - جلّت عظيمته - به عبارت « يم » در كيفيت حال

--> ( 1 ) . يعنى 8 % است . ( 2 ) . وفور ، بسيارى .